|
دو خاطره و یک نتیجه |
|
|
ابوطالب مظفری
|
خاطره ی اول پائز سال 1380 بود و شب افغانستان، آبستن اتفاقاتی عجیب. ما طبق معمول به کارهای عادی در شماره های آخر فصلنامه « در دری» مشغول بودیم و سرخوش از این که در عرصه ی فرهنگ افغانستان چه کار شگرفی می کنیم. حناب محسن مخملباف که با شمّ شبانی اش انگار دریافته بود افغانتسان یکی دو سال بعد، محل تلاقی فرهنگها و جذب سرمایه ها خواهد بود؛ جهت دیدار با فرهنگیان افغانی به مشهد می آمد. من و جناب کاظمی برای استقبال رفته بودیم فرودگاه. در مسیر فرودگاه تا خانه، ایشان از کار و بار ما سوالاتی کرد، از جمله این که تیراژ دردری چه تعداد است، ارسال یادداشت (3یادداشت) |
|
ادامه مطلب ...
|
|