|
|
مقدمهاي بر فنّ كتابآرايي |
|
|
محمدكاظم كاظمي
|
|
امروز ديگر آن روزگاري نيست كه شاعري «سي و پنج سال از سراي سپنج» را رنج برد تا كتابي همانند شاهنامه را شيرازه بندد و يا حاصل عمرش همه يك ديوان غزل و چند منظومه باشد و آنگاه شاعري كه پنج كتاب دارد، آنها را پنج گنج بنامد. و نيز آن عصر گذشته است كه انتشار كتاب يك شاعر يا نويسنده يا پژوهشگر، امري استثنايي و قابل يادكرد به شمار بيايد كه «ايشان را ميشناسيد؟ صاحب فلان كتاب است. به همين سبب ما با يك انفجار انتشاراتي مواجهيم، يعني يك رونق شديد در عرصة چاپ و نشر كه البته شايد عكسالعمل مردم ما به سالها محروميت از كتاب هم در آن بياثر نباشد. ارسال یادداشت (0یادداشت) |
|
ادامه مطلب ...
|
|
|
مسايل شعر زنان |
|
|
صادق دهقان
|
|
در دو گفتوگوي جداگانه با خانمها شكريه عرفاني و زهرا زاهدي _ چگونه با دنياي شعر آشنا شديد؟
زاهدي: واقعاً سخت است كه انسان بگويد چطور وارد دنياي شعر شده است. من برحسب اتفاق; يادم ميآيد زماني كه دبيرستان درس ميخواندم، يك برادري داشتم كه غزل ميگفت و من هم يواشكي هميشه به دفترچههاي او سرك ميكشيدم. همين سرك كشيدنها باعث شد كه من علاقة خودم را و اينكه چقدر به اين دنيا تعلق دارم كشف بكنم.
ارسال یادداشت (0یادداشت) |
|
ادامه مطلب ...
|
|
|
صابر هروي، انديشمند و شاعري صبور |
|
|
محقق نيك سير
|
در دوران كنوني فعاليتهاي فرهنگي هرات، يعني از حدود اوايل قرن بيستم، كسان انديشمندي در اين خطه ظهور كردهاند كه در بسياري جوانب گوناگون فرهنگ و ادب و هنر شايستگي و بالندگي خاصي از خود نشان دادهاند و ايجاب ميكند اين گروه عظيم ايثارگر ـ كه انديشه و توان فكري خود را صرف معرفتبخشي به ديگران كردهاند ـ به معرفي آيند، تا نسل امروز ما بدانند كه از دستمايه و روشني قلم و قدم چه كساني، راه و رسم زندگي فرهنگي را درمييابند. يكي از اين اشخاص بامعرفت، كه گمنام ولي با نام زيسته، محمدمحسن صابر هروي فرزند ميرزا محمدرضا سالك است. ارسال یادداشت (0یادداشت) |
|
ادامه مطلب ...
|
|
|
تأثير مولانا بر مكتبها و شخصيتهاي عرفاني بعد از |
|
|
نيلاب رحيمي
|
|
حضرت مولانا جلالالدين محمد بلخي رومي پس از سپريكردن شصت و هشت سال عمر پرباروبر و پر از فيض و اثر، در عصر روز يكشنبه 5 جماديالاخر سال 672 هـ . ق از بساط هستي پا كشيد.1 پس از وي، مكتبي كه آن فرهيختة راه عرفان پيريزي كرده بود در پرتو آثاري كه از وي در جهان هستي باقي ماند و همت مرداني كه از تربيت و ارشادات وي بهرهها اندوخته بودند، تداوم يافت و گسترش پيدا كرد; چنانكه از مرزهاي قونيه فراتر سير نمود و حلقات فرهنگي و عرفاني وسيعتري را دربرگرفت. در آن برهة زماني كه حضرت مولانا جهان فاني را وداع گفته به ديار جاويدانان شتافت،...
ارسال یادداشت (2یادداشت) |
|
ادامه مطلب ...
|
|
|
گفتوگو با دكتر مير جلالالدين كزّازي |
|
|
سيد حسن اخلاق
|
|
اديب و پژوهشگر بزرگ ايراني، استاد دانشگاه علامه طباطبايي امروز معمولاً در افغانستان به جاي نام «فارسي»، «دري» را به كار ميبرند و حتي در قانون نيز دري آمده است. خود افغانها ميگويند چون دري منتسب به دربار است و بخش منتخب زبان فارسي بوده است، ما به همان مفتخريم. ميخواستم ببينم نظر شما در اين مورد چيست و اساساً در مورد زبان فارسي دري چه ميفرماييد. در اين كه يكي از نامهاي زبان شكرين و شيوا كه همه پارسيزبانان جهان، از آن ميان ما ايرانيان و شما افغانيان و تاجيكان بدان سخن ميگوييم، دري است، هيچ گماني نيست. اين نام هم نامي است كهن كه در سرودهها و نوشتههاي اين زبان بارها به كار برده شده است. ارسال یادداشت (0یادداشت) |
|
ادامه مطلب ...
|
|
|