اشاره:سلسله نشستهاي، گاه و بيگاه با عنوان « سر ماه » در «موسسه فرهنگي دردري» برگزار ميشود. موضوع اين نشستها نقد و برسي كتابهاي تازه چاپ شده، با حضور مولفانشان است و تازه ترينش آدينۀ آخر مهرماه بود كه اختصاص يافته بود به نقد و بررسي مجموعه شعر « من در اثر ماه گرفتگي» از سيد عاصف حسيني. عاصف از بچههاي همين موسسه است و نخستين تجربه هاي شعريش را در آدينههاي پر از شعر اينجا ترنم كرده است . در سال 1382 به وطن رفت و مدتي با هموطنانش زد و بند كرد. در كنار شعر گفتن، طعم تند سياست را چشيد و ركورد جوانترين كانديداي پارلمان را به خودش اختصاص داد. چهار كتاب منتشر كرد و اينها همه پخته اش كرد و اين پختگي در پندار و گفتار و كردارش آشكارا حس ميشد. هربار كه ميآمد مشهد آرامتر و معقولتر از نوبت قبل به نظر ميرسيد. او كه در نوجواني يك سپيدسراي ساختگرا بود، غزل و مثنوي هم ميگفت. جهتش هم ا ين بود كه در كابل شعر نو را ارجي نمينهند و هنوز معيار شاعري ارتكاب قصيده و غزل است. القصه عاصف يك سالي ميشود كه به آلمان رفته و نميدانم در كدام دانشگاه ژرمنها به كسب علم و انضباط مشغول است. مهرماه سال روان آمده بود مشهد و اين بهانهاي شد براي كه نقد كتابش را برگزار كنيم. در اين برنامه ابتدا خانم رحيمه ميرزايي از سوابق كاري عاصف گفت و بعد از او خواست كه بيايد و چند شعر تازه بخواند. آنگاه سركار خانم زهرا حسين زاده نقد مكتوبي ارائه كرد كه خواهيد خواند. حسين حيدربگي، محمد كاظم كاظمي و ابوطالب مظفري ديگر ناقدين محفل بودند كه هركدام به برخي از ويژگيها و كاستيهاي كار اين جوان شاعر اشاره كردند.
ابوطالب مظفري
اين لحظه هاي مستطيلي
زهرا حسين زاده
من در اثر ماه گرفتگ
سيد عاصف حسيني
ناشر: محمد ابراهيم شريعتي افغانستاني
چاپ اول، 1386
2000 نسخه، 1100 تومان
شايد كمي زبانم سرخ باشد در سطور كوتاهي كه خواهند آمد و لبه ي تيز اين تيغ دو دم – كه نقدش ميخوانند- نمايان تر باشد از لبه كند آن. واقعيت اين است كه چاره اي نبود يا بايد هيچ نميگفتم يا هر آنچه را در ذهنم خلجان مي كرد بر زبان مي آوردم. هرچه هست پيشاپيش عذر ميخواهم اگر باعث رنجش خاطري ميشوم.
شاعر «من در اثر ماه گرفتگي« لغات بسياري در چنته دارد لغاتي كه با كلاس اند و مدرن و به روز به نظر ميآيند و اين از برجستگيهاي اين مجموعه است كه مخاطب را مدام با انبوه كلمات تازه روبه رو مي كند. از ساندويچ، الكل، ادكلن و قرص آسپرين بگير تا ونوس، سونامي ، دگرديسي و...
اما اين كلمات تا چه اندازه در شعر جا افتاده اند خود بحث جدايي ميطلبد كه در اين مقوله مختصر نميگنجد.
عاصف حسيني شاعري فرا زماني و فرامكاني است و پرنده خيالش هرگز در يك گستره، محدود نميماند. او به هر جايي كه بخواهد ميرود و سر از هر زماني كه بخواهد در مي آورد. از كابل، باميان و سالنگ پر مي كشد در فلوجه، تهران، گوانتانامو، ابوغريب، سيبيري، پاريس، لاسكو، ونيز، ورشو و هزاران جاي ديگر مينشيند. او مخاطب را از زمان حال برميدارد و گاهي به قرون وسطا، گاهي به جنگ جهاني دوم و هر دوره اي كه اراده كند پرتاب ميكند. نگفته نماند كه بعضي از مكانهاي ياد شده، عجيب در آثار تعدادي از سپيدسرايان ما شيوع يافته است.
شاعر «من در اثر ماه گرفتگي» طي نزديك به ده سال شاعري نشان داده است كه ميخواهد متفاوت باشد، اين تفاوت را ميتوان در زبان و فضاي شعرهايش يافت. برخورد او با كلمات و جملات به نحو خاصي است و اين از همان نام كتابش پيداست. اما اينكه اين تمايل به دگرگونه بودن ،چقدر به شاعرانگي آثارش افزوده است احتياج به بررسي دقيق تر آفريده هاي شعري او دارد.
شاعر در ادامه تلاش براي متفاوت بودن از قالب سپيد هم عبور ميكند و بخت خود را در غزل، دوبيتي و رباعي هم مي آزمايد كه به زعم ناقدين شعرهايش تجربه اي ناخوشايند بود و ناموفق.
ما در اين كتاب با مولفي مواجهيم كه در كنار دغدغه هاي فردي و عاشقانه اش به دغدغه هاي اجتماعي و سياسي هم اهميت مي دهد او پابه پاي گفتن از دلتنگي هاي خود، جامعه را هم توصيف مي كند. جامعه ي فقير، جنگ زده و گرفتار و اين به عقيده من يك ارزش محسوب مي شود در كارهاي ايشان.
نوگرايي و كشف هاي جديد در جاي جاي اين كتاب خود را به رخ مخاطب مي كشد اما حيف كه در انبوه گفتارهاي اضافي گم مي شوند.
مادر!
رودخانه ها فرزندان خوبي اند
سر به زير و بزرگ
شعر 9 ص 29
قد مي كشي كنار درخت خرما
و جالي بافي به تو، تور پيشنهاد مي كند
شعر 1 ص 12
شايد تو پرنده اي باشي
كه از شاخه ي چپم برخاسته اي
ناخن هايت را كشيد ه اند
تا راي بدهي
شعر 36 ص 88
استفاده از واژه هاي بومي يكي ديگر از امتيازات كارهاي حسيني است كه اغلب خوب جا مي افتند. مانند: چوري، چوتي، شرنگ شرنگ و افعالي مانند «برآمدند»
وقتي كه سيب ها
يادآوري حضرت آدم برآمدند
شعر 7 ص 26
گفته اند: عيب مي جمله بگفتي هنرش نيز بگوي. من برخلاف معمول، ابتدا هنرش را گفتم و حالا ميپردازم به عيب .
بايد اعتراف كنم به عنوان آدمي كه خود، شعر مرتكب مي شود خيلي با شعرهاي عاصف كنار نيامدم و با وجود خواندن چندين باره آنها، خواسته هايم از كسي كه قبلا نيز كتاب شعربيرون داده است، برآورده نشد. فكر مي كنم اين توقع، خيلي نابجا نباشد كه ما دنبال آفريده هاي قوي تري بگرديم در« من در اثر ماه گرفتگي» نسبت به «اين كفش هاي پياده» كه قبلا منتشر شده است.
شاعر در اينجا دچار پرگويي است و يكريز حرف مي زند، حرف مي زند ، حرف مي زند و حوصله ها را سر مي برد. انگار خوشش مي آيد همه ي كلماتي را كه با سوژه اش متناسب به نظرمي رسند يكباره بكار ببرد. همين مساله باعث مي شود لغات را بي جهت اسراف كند مانند شعرهاي 36 و 50 كه به خاطر زيادي نام ها و كلمات با همه ي قدرت شعري موجود در آنها آزار دهنده اند.
متاسفانه ، حرفي بودن اشعار از تصاوير كاسته است و بندرت مي شود تصوير نابي را يافت. شاعر به خاطر همان علاقه به دگرگونه بودن كه قبلا ذكر خيرش رفت دست به اعمال ناپخته اي در زبان مي زند كه فقط به انتزاعي شدن، پيچيدگي و عدم ارتباط ميان كلمات و جملات يك شعر انجاميده است.
به اين تركيب ها دقت كنيد!
«در دور دست چپ حنجره» ، « منتهي اليه غربي نگاهت» و مانند آنها كه كم هم نيستند وجزگيجي نتيجه اي عايد خواننده - به خصوص اگر يك آدم معمولي باشد - نمي كند.
در بعضي از شعر ها عدم ارتباط ميان كلمات به وضوح قابل مشاهده اند.
ازسفر برگشته دست ها
از رطوبت طوفان نوح
وترك خوردگي هاي سفر ماركوپولوبه چين
ازكرامت بني اميه به علي
وشايد تعارف يك قرن پياده روي
به زني تنها در خيابان جنگ جهاني دوم
شعر50 ص 126
دست با رطوبت وترك خوردگي تناسب دارد اما باكرامت بني اميه و بقيه جملات نه.
صراحت گويي هم در بعضي شعرها ديده مي شود كه ناشي از كم دقتي شاعر و عدم عنايت او به شاعرانگي اثرش است.
آري! اين مذهب ماست...
شعر 36 از ص 90
تكرار از جمله تكنيك هايي است كه عاصف زياد از آن استفاده مي كند و گاهي خوب و گاه بد مي نشيند.
نمونه بد آن مانند:
سبد سبد تن تو التهاب مي ريزد
شعر 43
و نمونه خوب آن:
كلاغ ها و كلاغ ها و كلاغ ها و درخت
درخت ها و درخت ها و درخت
شعر 34 ص82
تاثيرپذيري هاي گاه پنهان و گاه آشكاري از بزرگاني چون سهراب سپهري ، فروغ و.. د راين كتاب وجود دارند كه بدون كدام اشاره اي آمده اند آن هم از شعر هايي كه مطرح اند واين كار مقبولي نيست.
مادري دارم بهتر از هرچه كه در اطراف شماست
شعر 6 ص 23
و سهراب مي گويد:
مادري دارم بهتر از برگ درخت
شعر صداي پاي آب
و يا :
به عزيزم مي نويسم
كه نيايد
كه دست هاي خودش را در اين حراج بزرگ بيابان
بدون آب نكارد
شعر 49 ص 116
و فروغ مي گويد:
دستهايم را در باغچه مي كارم
سبز خواهم شد
شعر تولدي ديگر
اما غزلهاي «من در اثر ماه گرفتگي» :
بايد گفت كه در ظاهر زيبا به نظر مي رسند چنان كه يك گل مصنوعي فانتزي كه وقتي عميقتر با آنها برخورد مي كني مي بيني نه بويي دارند و نه روحي. غزلهاي اين مجموعه، مصداق همين گلهاي مصنوعي اند پر ازكلمات شيك كه براي پر كردن وزن آمده اند وزني كه خوب هم رعايت نشده است.
اين شعرها عاطفه ي كمي را با خود يدك مي كشند آنقدر كه شاعر وقتي از دلتنگي و اندوه هم ميگويد مخاطب خم به ابرو نمي آورد و اصلا عاطفه اش تحريك نمي شود.
درپايان در مورد شعرهاي تقديمي بايد بگويم نتوانسته اند خيلي شخصي و منحصر به فرد باشند و قابليت تعميم به هركسي را دارند در حاليكه شاعر با تكيه بر ويژگي هاي فردي مخاطب كه فقط خاص خود اوست، مي توانست حرفهاي نوتري بزند.
در مورد اين مجموعه حرفهاي زيادتري داشتم اما در اين مجال اندك نشد به همه ي آنها بپردازم.
به اميد موفقيت عاصف در عرصه هاي مختلف زندگي اش!
یادداشت های بازدیدکنندگان
Comment by مهمان در تاریخ ۱۳۸۸-۰۸-۰۸ ۱۵:۰۷:۳۸ فراخوان جدید پنجمین دورهی جشنوارهی ادبی قند پارسی شکرشکن شوند همه طوطیان هند زین قند پارسی که به بنگاله می رود خانهی ادبیات افغانستان برگزار میکند: هنر و ادبيات در فرهنگ اسلامي ما جايگاه بسيار رفيع و درخشاني دارد. بهخصوص وقتي كه اين هنر فطري با مضامين معرفتي و اجتماعي در مي آميزد و با برانگيختن فطرت پاك انساني از طريق قالبهاي هنري و ادبي، انسانها را به سوي مفاهيم والاي ارزشي و فرهنگ کهن فارسي - اسلامي ما سوق داده و تحول آفرين میشود. خانه ادبیات افغانستان پنجمین جشنوارهی ادبی قند پارسی را در دو بخش آزاد و ویژه برگزار میکند. شرکتکنندگان از ايران، افغانستان و ديگر کشورها میتوانند آثار خود را تا پايان ماه قوس (آذر) 1388 از طریق ایمیل به دبیرخانهی جشنواره ارسال کنند. در ضمن شاعران و نويسندگان مي توانند در هر دو بخش جشنواره شرکت کنند. در هر بخش، به سه اثر برتر به رسم يادبود جوايزي اهدا خواهد شد. مراسم پایانی پنجمين دورهی جشنوارهی ادبی قند پارسي در تهران برگزار خواهد شد. الف) بخش آزاد (ویژهی جوانان): این بخش در دو رشتهی شعر و داستان کوتاه برگزار میشود و فقط جوانان زیر 30 سال میتوانند در آن شرکت کنند. ب) بخش ویژه: ادبیات پایداری: بخش ویژه در رشتههای شعر، داستان، خاطره و مقالههای تحقیقی در زمینهی ادبیات مقاومت برگزار میشود و محدودیت سنی ندارد؛ اما ویژهی ادبیات مقاومت وپایداری در افغانستان است. ج) بخش تقدیر از پدیدآورندگان کتاب در موضوع پایداری: علاقه مندان با کتابهای چاپ نشده در موضوع مقاومت و ادبیات پایداری نیز می توانندشرکت نمایند. ضمن تقدیر از پدیدآورندۀ سه اثر برتر، کتابهای شان نیز از سوی دبیرخانه جشنواره منتشر خواهدشد. شرایط: 1. هر یک از آثار ارسالی حد اکثر از 20 صفحه بیشتر نباشد. 2. آثار کنوني به دورههای پیشین جشنواره فرستاده نشده باشد. 3. در بخش شعر، کمتر از 3 و بیشتر از 5 شعر پذیرفته نمیشود. 4. در بخش داستان، بیش از 2 داستان ارسال نشود. 5. آثار باید با فرمت word و از طریق ایمیل و به شکل فایل ضمیمه ارسال شوند. .6نشانی ایمل دبیرخانهي جشنواره:
پیشاپيش از نیک¬نظریتان سپاسگزاریم. امیدواریم با یاری شما، گامی هرچند کوچک برای بالندگی ادبیات پارسی (دری) در سرزمین بزرگ افغانستان برداریم. خانۀ ادبیات افغانستان
Comment by مهمان در تاریخ ۱۳۸۸-۰۸-۱۹ ۰۱:۴۲:۳۰ سیدمهدی مزیدی کارشناس ارشد مدیریت تحول از دانشگاه فردوسی مشهد اهل ولابت غزنی و ولسوالی جاغوری : سلام و صد سلام خدمت دوست نهایت محترمم سید عاصف جان عزیز همکلاسی دوران دبیرستان پارسا، امیدوار م که خوب و خوش سر بلندباشی و همچون گذشته خنده بر لبانت نقش داشته باشد شنیدم مشهد آمدی ولی تلفنی نداشتم که از شما احوال بپرسم اگر مشهد هستی لطفا به این شما تماس بگیر ممنونم 09153229768 www.mahdimazidi.blogfa.com
منتظر خبر خوشت در اسرع وقت هستم به امید دیدار ، مزیدی
Comment by مهمان در تاریخ ۱۳۸۸-۱۱-۰۱ ۱۴:۵۰:۳۹ salam asef jan man yeki az tarafdaratam doset daram raha
Comment by مهمان در تاریخ ۱۳۸۸-۱۱-۱۰ ۱۱:۰۳:۴۷ salam asef jan khobi? rsti shoma to yeki az mosahebehaton gofte bodin hich vaght lebase sefid nemiposhid be khatere serahate rang sefid ama to in akseton poshidin chera
????????????????? raha
اخبار موسسه
عصرهايي با داستان عصرهاي جمعه، لحظات آشنايي كه سالهاست بچه هاي داستان دردري را گرد هم آورده است...
عصرهايي با داستان اوراسيو كوييروگا در شهر سالتوي اروگويه به دنيا آمد.در دوران كودكي پدرش براثر حادثه اي...
عصرهايي با داستان حسين صالحي از نويسندگان نوجواني است كه حدود يكسالي ست در جلسات نقد داستان حضورپيدا....
معرفي كتاب اين كتاب در واقع چاپ دومِ نخستين مجموعه شعر سعيدي، «وقتي كبوتر نيست» است....