رویدادها
رويدادهاي ساسي اجتماعي هفته اخير
رويدهاي فرهنگي هفته اخير
رويدادهاي سياسي اجتماعي
رويدادهاي فرهنگي هفته گذشته
رویدادهای فرهنگی هفته اخیر
◄ رويدادهاي فرهنگي هفته گذشته
◄رويدادهاي فرهنگي ماه حمل
جشن نيكوكاري كتاب
◄رويدادهاي فرهنگي
◄اول فروردين روز جهاني شعر
◄تاسیس شعبه دانشگاه الازهر در افغانستان
معرفی برترین های جشنواره کتاب علامه محمود طرزی
تمجيد «معلم دامغاني» از موفقيت جهاني شاعران و نويسندگا
«از ياد رفتن» تنها رمان برگزيده جوايز خصوصي در سال 87
برگزاری اولین نمایشنامه خوانی در خانه ادبیات افغانستا
جايزه‌ي شعر خبرنگاران به الياس علوي رسيد
گلچين صبح « يادمان استاد ناصر نصيب »
رويدادهاي فرهنگي
بررسی کارنامه ادبی عباس آرمان
«عطر لیمو» کتاب تازه ای از محمود جعفری
بررسي‌ شعر عاشورايي ‌افغانستان
ششمين مجمع بين المللي استادان زبان و ادبيات فارسي
«گنجشك تبعيدي» مجموعه شعر تازه محمدحسين فياض
كتاب تازه اي از دكتر عباس پويا
رويدادهاي فرهنگي اين هفته
پنجمين شب از سلسله شبهاي كابل
فیلم خشت و دل در واتيكان
کنگره بین المللی عرس بیدل در تهران

زنان امروز، نگاه ديروز(قسمت نهم) چاپ
Administrator   

زنان امروزی، نگاه دیروزی!

قسمت نهم

فصل دوم: زنان اولیه، مردان ثانویه (بخش هفتم)

وضعیت زنان در دوره پدر سالاری

مردان با تلاش بسیار در طول سالیان متوالی توانستند، کشاورزی را به دست گرفته و با استفاده از ابزارها و وسایل جدید آن را چون وسیله ای در خدمت خود گیرند و به این صورت انسانی که در روزگاری توان سیر کردن شکم خود را نداشت، موفق به تولید انبوه و ذخیره کردن مواد غذایی گردید و با متراکم شدن ثروت، قدرت نیز که قبل از آن به قبایل و حداکثر قریه محدود بود، به میان کشیده شد و مردان بعد از تثبیت آن در میان خانه و قبیله کوشیدند قبایل همجوار را نیز مطیع ساخته و به تشکیل امپراتوری روی آوردند. در دنیای اساطیری (ما قبل تاریخ) در ابتدا همه ی موجودات مطیع انسان بود و سپس حاکمیت انسان بر انسان محدود گشت و با گسترش جهان، اقالیم چندگانه پدید آمد و انسان کوشید بر زمین و آسمان فرمان براند. اما در جهان تاریخی حاکمیت و قدرت با غذا و اقتصاد پیوند همه جانبه دارد. فرمانروایی زنان زمانی از دست رفت که اقتصاد را از دست دادند و مردان زمانی موفق به تحکیم پایه های قدرت خود شدند که اقتصاد را به دست گرفتند.

سلطه مردان بر زنان و اعمال قدرت آنان در منزل در طول این دوره طولانی تاریخی، به اشکال گوناگونی تجلی یافته است که مردان آن را «حفاظت از حریم زنان» می نامند و زنان البته برداشت های خود را داشته و بسیاری از آنان مردان را حافظ امنیت خود می دانند. گرچه برخی معتقدند که مردان برای منافع خود زنان را در حریم های بسته پنهان کرده اند، برخی آن را متناسب با شخصیت و کرامت زن دانسته و برخی نیز مردان را قربانی زنان می پندارند و تصور می کنند که زنان از این حس توجه مردان لذت برده و برای تیز کردن و توجه بیشتر آنها می کوشند و از کشته شدن مردان برای به دست آوردن و نگهداشتن زنان، بر خود می بالند.

اما این قدرت یابی مردان را به هر صورت که تعبیر نماییم، نمی توانیم منکر شویم که در جوامع انسانی زنان ناتوان تر، ضعیف تر و کمتر از مردان به حساب آمده و در موارد بی شماری، رفتار با آنان همچون حیوانات بوده است. مطالعه در شکل های گوناگون رفتارهای مردانه از ابتدای دوره پدر شاهی تا به امروز نشاندهنده یک نوع تحقیر مداوم است که مردان برای رسیدن به منافع خود در مورد زنان اعمال کرده اند و ما فقط برای نمونه به برخی از مصادیق آن اشاره خواهیم کرد که از روزگاران کهن و تا به امروز معمول بوده و احتمالا خواهد بود:

زنان، فجایع جنگی

 قدرت یابی اقتصادی مردان عامل مهمی در جنگ طلبی آنان به شمار می آید، مردان در طول تاریخ کوشیده اند با حمله به دیگران امپراتوری خود را توسعه داده و به منابع بیشتری دست یابند و در این توسعه طلبی مداوم و بی انتها معمولا قربانیان کسانی اند که نقش و نفعی در آن ندارند. زنان و کودکان در تمام بلایا و جنگها سپر حوادث قرار گرفته و پژمرده و از بین می روند و به این صورت آنان با پرداخت بهای بسیار گزافی، تاوان قدرت طلبی مردان را پس می دهند و با اسارت، بردگی و تحمل تجاوزات مردان پیروز، قربانیان اصلی فجایع جنگی به حساب می آیند. سراسر تاریخ بشریت نشاندهنده جنگهای بی شماری است که برای زنان نتیجه ی جز «اسارت»، «بردگی» و «تجاوز» نداشته است:

«... خانه‏هاى آنها را ويران و زنان را اسير و اموالشان را غارت كرد...»1

«شمشير گرفت و مردان را كشت و زنان را اسير كرد و شهر را آتش زد و موضع مخصوص زنان را (كه تصريح بآن مخالف ادب است) با شمشير پاره كردند و شكمهاى آنها را دريدند.»2

 «دستور داد تا بتوانند بكشند و اسير زن بگيرند و كام از آنها بردارند و غارت كنند و آتش بزنند و بر هيچ كس ابقا ننمايند. لشكر او بتونس رسيد و آنرا با شمشير گشود و هر چه بود ربود و زنان و كودكان را اسير كرد...»3

«مصريان از زنان و فرزندان خويش سراغ گرفتند و آنان را بعد از رسوائى و هتك حرمتشان باز خريد كردند.»4

زنان، رفتار غیر انسانی:

رفتار دوستانه و محبت آمیز زنان با مردان در دوره مادر شاهی، می توانست الگوی مناسبی در رفتار مردان با زنان به حساب آید، اما منابع قدرت باعث شد که مردان با تغییر نگرش در رفتار خود، فرهنگ رفتاری جدیدی پدید آورند که بر اساس آن زنان نه فقط شهروندان درجه دو به حساب می آیند که علاوه بر آن وظیفه نوکری و خدمت به مردان را نیز در منزل به دوش دارند. در این فرهنگ، خودکامگی مردانه یک نوع اصالت ذاتی شمرده می شود که اگر مردی فاقد آن باشد، می تواند مردانگی اش زیر سوال برود. در جوامع معمولا اصطلاحاتی چون «زنچه»، «زن صفت»، «زن باره» و... اشاره به مردانی ضعیفی دارد که عرضه در بند کشیدن و سروری بر زنان را ندارند:

«در بعضی از جزایر سلیمان اسرای انسانی، مخصوصا زنان را مانند خوک می پروردند و برای کشتن در روزهای جشن و مهمانی آماده نگاه می داشته اند.»5

«ضيزن را دخترى بود نضيره نام كه چون خون زنانه ديد از شهر بيرونش كردند. با زنانى كه خون مى‏ديدند چنين مى‏كردند. وى از زيباترين زنان روزگار خود بود.»6

«امر حيض و زن حايض در نزد ايشان سخت است و بايد كه از زنان كناره بگيرند و جامه زن حايض و ظرف او و هر چه بدان دست زده باشد نجس است و بايد كه شسته شود و اگر زن حايض به گوشت قربانى دست بزند بايد آن را بسوزانند.»7

زنان، ایجاد حریم:

ایجاد حریم و جداسازی زنان، اولین قدم برای محدود کردن زنان به شمار می رود و انجام این اقدام مهم و تاثیر گذار، به راحتی ممکن نشده است. مردان برای رسیدن به این مرحله از قدرت تاثیر گذار تولید مثل به خوبی بهره گرفته و در مرور زمان توانستند این باور را به زنان انتقال دهند که آنان دارای شان، حرمت و کرامتی اند که حفظ آن به دوری زنان از اجتماع بستگی داشته و فعالیت بیرونی متناسب با کرامت آنها نبوده و دوری از مردان توام با حضور در منزل می تواند به حفظ موقعیت آنان کمک نماید. ایجاد حریم میان زن و مرد یک باور و پدیده عوامانه قدیمی است که در جوامع امروزی نیز از جایگاه محکمی برخوردار می باشد و دنیای مدرن نتوانسته به اصل آن خدشه ای وارد نماید.

«... در واقع در ميان طبقات متوسط شهر هاي بزرگ باستان است كه كه مفهوم و رسم «اندروني» پديدار مي شود...»8         

«زنان را از بيرون آمدن از خانه منع مي كرد، و هر زنى كه از خانه بيرون مي شد او را مى‏كشت...»9

«به مردم امر كرد آنچه در بازارها فروخته مي شود به در خانه زنان برده به آنها بفروشند و دستور داد فروشندگان (مرد) بايد با خود ابزارى بمانند چمچمه داشته باشند كه شيئى مطلوب را در آن نهاده و به زن كه در پشت در است دراز كرده بدهند و در آن آنچه دلخواه اوست خريدارى كند، هر گاه راضى شد و خريد بهاى آن را در همان ظرف گذاشته و شيتى مطلوب را برداشت، و اين همه بخاطر اين بود كه روى زن را كسى نبیند و مردم از اين كار دچار دشوارى بزرگى شدند.»10

زنان، ازدواج

ازدواج، ایجاد نوعی از روابط انسانی و اجتماعی است برای سلامت روح و روان انسان که از ابتدای خلقت و بر اساس فطرت طبیعی آدمیان به اشکال گوناگون صورت می گرفت، اما در دوران پدر شاهی ازدواج وسیله ای برای قدرت طلبی و توسعه طلبی مردانی محسوب می شود که ایده های خود را در گسترش منابع خود می پندارند. اینان با انجام معاملات زناشویی خود، فرزندان، دختران و خواهران خود را طعمه قرار داده و روی به روشی می آورند که تحت عنوان «پیوند سیاسی»، «پیوند خونی»، «پیوند مصلحتی» و... در تاریخ وفرهنگ ملل به ثبت رسیده است که ما در بخش جداگانه به آن خواهیم پرداخت:

«سلطان برادر زاده‏اى داشت كه دختر خود را به حباله نكاح او درآورده و حكومت يكى از ولايات را به او واگذار كرده بود. اين جوان عاشق دختر يكى از امرا بود، عادت آن كشور چنين است كه دختر هر كس اعم از امير يا بازارى يا غيره كه بسن ازدواج رسيده باشد بايد بر سلطان عرضه شود و سلطان چند تن از زنان را براى ديدن دختر مى‏فرستد، اگر از اوصاف وى خوشش آمد خود با او ازدواج مى‏كند و گرنه ولىّ دختر مختار است كه او را به هر كس بخواهد شوهر دهد.»11

«... و اگر مرد بميرد و زنش زنده باشد زن را با او بسوزانند ولى اگر زن بميرد مرد را نسوزانند و اگر عزبى از ايشان بميرد پس از مرگ او را زن دهند و زنان بسوختن راغبند كه پندارند ببهشت ميروند. چنانكه از پيش گفته‏ايم اين از رسوم هندوان است ولى هندوان زن را با مرد نمى‏سوزانند مگر آنكه زن با اين كار موافق باشد.»12

«چون شهاب الدين ... شهر آگره را كه مستقر يكى از پادشاهانشان بود در محاصره گرفت ولى پيروزى حاصل ننمود... به زوجه آن مرد هندى پيام داد كه اگر شهر را در تصرف آرد او را به زنى خواهد گرفت ولى آن زن عذر آورد. شهاب الدين پيام داد كه حاضر است با دختر او ازدواج كند. زن بپذيرفت و شوى خود را با زهر بكشت و شهر را تسليم او نمود. شهاب الدين دختر را به زنى گرفت و آن زن اسلام آورد. شهاب الدين او را به غزنه آورد و باب عطا بر وى بگشود...»13

زنان، فعالیت اجتماعی:

در دوران اولیه فعالیت اجتماعی زنان، پا به پای مردان بوده است و در دوره مادر شاهی این فعالیت فراتر از آن چیزی است که به تصویر کشیده شده است، اما در دوره پدر شاهی، تمام تلاش و  فعالیت مردان مبتنی بر دور کردن زنان از این نوع فعالیت، و در اختیار گرفتن آن توسط مردان می باشد. تلاش عمده مردان نه فقط در حوزه فعالیت جسمی که بیشتر از آن در حوزه ذهن، مغز، روح و روان زنان تمرکز یافته و به آنها می باوراند، که اجتماع یک حوزه مردانه بوده و با روح زنانه سازگاری ندارد. طبعا مردان برای تقویت این باور ذهنی و شرطی کردن آن، از عوامل مختلف بهره می گیرند ولی آنچه که می تواند به استحکام این پدیده بینجامد، پذیرش ذهنی زنان است که به مرور زنان تقویت شده و مردان را کامیاب می کند. و شاید جالب تر از آن این نکته باشد که همین مردان، در راه رسیدن به اهداف خود که رسیدن به قدرت باشد از نیرو و توان زنان به خوبی بهره برده و در فردای دستیابی به قدرت، این قشر موثر را به فراموشی می سپارند. حضور زنان و نقش آنان در انقلاب کبیر فرانسه، جنگهای استقلال طلبانه امریکا، جنگ جهانی اول و دوم غیر قابل انکار است اما آنچه که عملا نصیب آنان شده است چیزی جز چند ماده قانونی بی خاصیت و شعارهای مصلحتی نبوده است و بر عکس درحوزه عملی زنان محکوم به محدودیت بیشتری شده اند:

«در تمامي حوزه هاي زندگي سياسي، مذهبي، اقتصادي، زنان تنزلي فاحش را در نقش هاي قديمي خود متحمل شدند.»14                                                                             

«زنان عوام نقش قابل ملاحظه اي در تدارك و حمايت از انقلاب فرانسه ايفا مي كردند...»15          

«همچنين در قرن هيجده است كه زنان تضاد بين گفتار انقلابي مردان اهل سياست و امتناع آنان را از اينكه زنان به عنوان يك شهروند تمام عيار پذيرفته شوند در مي يابند. زنان فرانسوي كه براي اهداف انقلابي مبارزه مي كنند و زنان آمريكايي كه در مبارزه براي استقلال مشاركت مي ورزند اين نكته را تجربه مي كنند كه اصول عالي انقلابي كه در قوانين اساسي و اعلاميه هاي حقوق بشر نوشته مي شدند در مرزهاي جنسي متوقف مي شوند.»16    

زنان، تفتیش عقاید

عقاید انسانی، باورها و افکار او از عناصر طبیعی، خدادادی و فطری است که خداوند درنهاد آدمی به ودیعه نهاده است و کسی حق ندارد و نمی تواند انسانی را به خاطر داشتن و یا نداشتن برخی از عقاید محکوم نموده و آزادی او را سلب نماید، شاید به همین دلیل انسان اولیه از تشکیل اجتماعات بزرگ گریزان بوده و می کوشید چون جزایر خود مختار به دور از حاکمیت های محدود کننده زیست نماید. ظاهرا آدمیان با توجه به زندگی حیوانات دریافته بودند که زندگی در دسته های کوچک، بیشتر ضامن بقای فطرت طبیعی موجودات بوده و حضور در دسته های بزرگ خود به خود موجب تنش، تعارض و درگیری شده و در نتیجه اصول فطری را قربانی می نماید.

از طرفی از ابتدای خلقت، حاملگی و قدرت تولید مثل زنان یک عامل بهت آور و جادویی به حساب آمده و با توجه به عدم توان توجیه آن چون دیگر عوامل طبیعی، مردان می کوشیدند، آن را به مسایل ماورای طبیعی ربط داده و برای زنان قدرت فوق طبیعی قایل شوند و در جریان تاریخ گرچه این تصور مردان گاهی به نفع زنان می انجامید، اما با توجیه علمی آن، مردان با تغییر رویه تلاش کردند به گونه دیگری از آن بهره گرفته و زنان را با عناصری چون «دیو»، «جن»، «پری»، «الخاتو» و... ارتباط داده و در نتیجه به «جادو گری» متهم نمایند و این عامل در طول تاریخ توانست همچون چماقی زنان را سرکوب نموده و از اجتماع دور نماید و در قرون وسطی با آویزان شدن دین (کلیسا) به سیاست، کشیشان با بهانه قرار دادن «عقاید مسیحی» زنان را از جامعه محو کرده و خدمت بزرگی به بشریت (مردان) ارزانی داشتند:

«در بطن كليسا، انگيزيسيون (اداره تفتيش عقايد) با فرستادن ده ها هزار زن به جايگاه سوزاندن به اتهام جادوگري خود را شهره آفاق مي كند... عصر انگيزيسيون با نخستين فرمان پاپ راجع به جادوگري در 1258 [ميلادي] آغاز مي شود و با در خواست پاپ ژان بيست و دوم در 1320 ميلادي، مبني بر تشديد فعاليت هواداران تفتيش عقايد، شدت مي گيرد. جادوگران زن متهم بودند كه به قدرت جنسي مردان و قدرت توليد مثل زنان حمله مي كنند و در امحاء مذهب مي كوشند...»17       

«پيرانى از مردم مغرب براى من حكايت كردند كه بيشتر جادوگران ايشان زنان جوان هستند. ايشان را قوه‏اى است كه مى‏توانند روحانيت هر كوكبى را از كواكب كه بخواهند جلب كنند و چون بر آن مستولى شدند به آن روحانيت مكيف شوند. از راه آن هر گونه كه خواهند در اكوان تصرف مى‏كنند.»18

«... بنابراين بايد زن را از حق اداره اموال خانوادگي محروم سازد و دست او را از همه كارها كوتاه كند و همه اين امور را به شوهر اختصاص دهد...»19                                               

زنان، بازار کار

گرچه در ابتدا مرد و زن دوشادوش یگدیگر، برای تامین غذا می کوشیدند، اما جوامع در دوره مادر شاهی، شاهد سقوط تدریجی جایگاه مردان بود، چیزی که نمی توانست برای آنان قابل تحمل باشد و احتمالا به همین علت مردان به سختی حاضر شدند دست از شکار برداشته و جای زنان را در کشاورزی بگیرند. با کشف فواید کشاورزی البته این مردان بودند که زنان را به عناوین مختلف خانه نشین کرده و خود تمامی «منابع» را به دست گرفتند. خانه نشینی موقت و اولیه زنان، در طول سالیان طولانی موجب دوری آنان از بازار کار و سرمایه گشته و قدرت را نیز از زنان گرفت و زنان را عملا تبدیل به موجودات عزلت نشینی ساخت که عملا وظیفه ی جز خدمت به مردان و تامین نیازها و خواسته های آنان برای خود تصور ننمایند:

«...خلع زنان از بازار کار به کارگران مرد امنیت خاطر می دهد و به برکت قانون ناپلئون، بورژواها به طور مجانی صاحب کلفتی ناتوان در خانه می شوند.»20

در قرن هيجدهم بازار كار براي زنان بازهم محدود تر شد... زنان مجبور بودند دشوارترين كارها را با كمترين دستمزد بپذيرند...»21                                  

«... در قرن 13 در پاريس پانزده صنف از پيشه وران زن در برابر هشتاد صنف از مردان وجود داشت...»22

«پس از جنگ دوم جهاني ، دولتمردان كشورهاي توسعه يافته غرب، همانند شرق از ديدگاه ابزاري خود در مورد زنان فراتر نرفته اند...»23                         

«سركوبي زنان حدود هشت هزار سال است كه استمرار داشته است...»24    

«... زنان هنوز هم در سيطره نظام پدر سالار قرار دارند و نتايج فلاكت بار آن را تحمل مي كنند... كه هدف از آن چون گذشته محدود كردن نقش هاي ويژه زنان به توليد مثل و كارگر ذخيره است... در تمامي كشورهاي غربي امروز، در صد زنان بيكار 52 تا 75 در صد كل بيكاران... اظهار شده است...»25                                                                                     

منابع

1- عز الدین علی بن اثیر – تاریخ کامل ج 19 – ترجمه ابوالقاسم حالت، عباس خلیلی – تهران ––– ص 298. موسسه مطبوعاتی علمی 1371

2- همان ج 20 ص 143

3- همان ج 20 ص 149

4- همان ج 22 ص 43

5- دورانت، ویل - تاریخ تمدن ج 1 – ترجمه احمد آرام – تهران – سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی – 1365 – ص 16.

6- ابوعلی مسکویه رازی – تجارب الامم ج 1 – ترجمه ابوالقاسم امامی – اول – سروش – تهران - 1369 –

ص 130.

7- مطهر بن طاهر مقدسی – آفرینش و تاریخ ج 2 - ترجمه محمد رضا شفیعی کدکنی – اول – تهران – آگاه – 1374 – ص 580.

8- میشل، اندره – جنبش اجتماعی زنان – ترجمه هما زنجانی زاده – مشهد – نیکا – 1372 – ص 34.

9- تاریخ کامل ج 22 ص 35

10- همان ص 36

11- ابن بطوطه - رحله ابن بطوطه ج 2 – ترجمه محمد علی موحد – ششم – تهران – آگاه – 1376 – ص  280

12- مسعودی - مروج الذهب ج 1 – ترجمه ابوالقاسم پاینده – پنجم – تهران – علمی و فرهنگی –– 1374 ص 176.

13- ابن خلدون - تاریخ ابن خلدون ج 3 – ترجمه عبدالمحمد آیتی – اول – تهران – موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی – 1363 – ص 574.

14- جنبش اجتماعی زنان ص 47

15- همان ص 70

16- همان ص 74

17- همان ص 49

18- تاریخ ابن خلدون ج 5 ص 227

19- جنبش اجتماعی زنان ص 50

20- همان ص 79

21- همان ص 69

22- همان ص 47

23- همان ص 117

24- همان ص 137

25- همان ص 138

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


یادداشت های بازدیدکنندگان

بررسی امنیتی. لطفا کد امنیتی را وارد کنید گوش دادن به کد

اخبار موسسه

عصرهايي با داستان

article thumbnail عصرهاي جمعه، لحظات آشنايي كه سالهاست بچه هاي داستان دردري را گرد هم آورده است...

عصرهايي با داستان

article thumbnail اوراسيو كوييروگا در شهر سالتوي اروگويه به دنيا آمد.در دوران كودكي پدرش براثر حادثه اي...

عصرهايي با داستان

article thumbnail حسين صالحي از نويسندگان نوجواني است كه حدود يكسالي ست در جلسات نقد داستان حضورپيدا....

معرفي كتاب

article thumbnail اين كتاب در واقع چاپ دومِ نخستين مجموعه شعر سعيدي، «وقتي كبوتر نيست» است....

يادداشتهايي درباره نگارش و ويرايش(قسمت پنجم)

article thumbnailيك نويسنده خوب، بايد بر معاني كلمات وقوف داشته باشد و هر كلمه را درست در همان مقامي به كار برد...

عصرهايي با داستان

article thumbnail او در سال ۱۹۲۷ در دانتسیگ (اکنون گدانسک در لهستان)، از پدری پروتستان و مادری کاتولیک، زاده شد. او تحت تأثیر...

عصرهايي با داستان

article thumbnail صديقه كاظمي از داستان نويسان نسل جوان مهاجرت به حساب مي‌آيد.....

عصرهايي با داستان

article thumbnail احمد حقیقت متولد 26 سرطان 1352 بامیان هستم. سال 1359 در اثر شدت جنگ در بامیان...

عصرهايي با داستان

article thumbnail این هفته داستانی "پاره ای از کودکی" نوشته خانم ناتالی ساروت، در جلسه داستان در دری نقد و بررسی گردید...


<< شروع < قبل 1 2 3 بعد > آخر >>

 

منوی اصلی
صفحه اصلی
سینما
طرح های آینده
دین
در باره ما
حقوق
تاریخ
جستجوی پیشرفته
اندیشه
اقتصاد
جامعه
   
شعر
موسیقی
داستان
زبان و ادبیات
تیاتر
   
شماره جدید
متفرقه
سطر اول
طنز
آرشیو مطالب
گالری عکس
تماس با ما
حاضرین در سایت
12 میهمان حاضرند
ورود و خروج
نام کاربری

کلمه عبور

مرا به ياد داشته باش
فراموش کردن کلمه عبور
ثبت نام نكرده ايد؟ عضویت
تبلیغات
سالنامه فرهنگي دردري منتشر شد سالنامه فرهنگي دردري منتشر شد
شماره جديد فصلنامه خط سوم منتشر شد شماره جديد فصلنامه خط سوم منتشر شد
قصه های هزاره های افغانستان قصه های هزاره های افغانستان

  تعداد کل بازدیدها

website monitoring service
website monitoring service

 

 
    Copy right 2007-2008
All rights reserved for dorredari.com